مدفق
لغت نامه دهخدا
مدفق. [ م ُ ف ِ ] ( ع ص ) آنکه به یکبارگی تهی و خالی میکند. ( ناظم الاطباء ). نعت فاعلی است از ادفاق. رجوع به دفق و دفوق و ادفاق شود.
مدفق. [ م ُ دَف ْ ف ِ ] ( ع ص ) بسیارریزنده. ( آنندراج ). کسی که دستهای وی بی پروا عطا می کند و می بخشد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به تدفیق شود.
جمله سازی با مدفق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اين مرد بزرگ با اينكه در مقام عرفان مقامى بس والا دارد واز اعظم فقهاى صائنالنفسه، حاقظا لدينه، مخالفا لهواه و مطيعالامر مولاه به شماراست.اوايل عمر شريفش و دوران شباب را در نجف اشرف در مجلس درس بزرگ حاضر شده واستادش در فقيه، مرحوم آية اللّه فقيه محقق حاج رضا همدانى و در اصول، علامه مدفق استاد الاساتذة المتاخرين مرحوم آخوند ملا محمد كاظم خراسانى و درعرفانى واخلاق و سلوك، آية اللّه صاحب مقامات و كرامات مرحوم آخوند ملاحسينقلى همدانى- رضوان اللّه عليهم اجمعين - بوده است.