مدد رس

مترادف‌ها

یاری‌گر، کمک‌کننده، یاور

لغت نامه دهخدا

مددرس. [ م َ دَدْ رَ ] ( نف مرکب ) مدددهنده. ( آنندراج ). به مدد رسنده. فریادرس. که به کمک و دستگیری و مدد دیگری آید.

فرهنگ فارسی

( صفت ) مدد دهنده کمک دهنده.

جمله سازی با مدد رس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ج - توحيد در مقام استعانت است كه فرد موحّد، تنها مدد رسان و كمك كننده را، ذات اقدسالهى مى بيند و اسباب و علل را بالاستقلال مؤ ثر نمى داند. از نظر شيعيان، اگر كسى((دارو)) را مستقلاً در خوب شدنش مؤ ثر بداند، يا ((دكتر)) راعامل شفابخش به حساب بياورد، موحّد نخواهد بود.

💡 در لحظات دشوار و بحرانی که جامعه با مشکلات اقتصادی مواجه است، نهادهای مدد رس نقش بسیار حیاتی در کاهش فشارها بر طبقات آسیب‌پذیر دارند.

💡 سازمان‌های خیریه با فعالیت‌های مستمر خود به عنوان یک مدد رس کارآمد، تلاش می‌کنند تا نیازهای اولیه خانواده‌های بی‌بضاعت را در مناطق محروم تامین کنند.

💡 دولت باید با تدوین قوانین حمایتی جدید، بستری مناسب برای فعالیت گروه‌های مدد رس فراهم آورد تا بتوانند به شکلی منظم به مراجعین خدمات دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران