لغت نامه دهخدا
مددرس. [ م َ دَدْ رَ ] ( نف مرکب ) مدددهنده. ( آنندراج ). به مدد رسنده. فریادرس. که به کمک و دستگیری و مدد دیگری آید.
مددرس. [ م َ دَدْ رَ ] ( نف مرکب ) مدددهنده. ( آنندراج ). به مدد رسنده. فریادرس. که به کمک و دستگیری و مدد دیگری آید.
( صفت ) مدد دهنده کمک دهنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ج - توحيد در مقام استعانت است كه فرد موحّد، تنها مدد رسان و كمك كننده را، ذات اقدسالهى مى بيند و اسباب و علل را بالاستقلال مؤ ثر نمى داند. از نظر شيعيان، اگر كسى((دارو)) را مستقلاً در خوب شدنش مؤ ثر بداند، يا ((دكتر)) راعامل شفابخش به حساب بياورد، موحّد نخواهد بود.