مخله

لغت نامه دهخدا

( مخلة ) مخلة. [ م ُ خ ِل ْ ل َ ]( ع ص ) ارض مخلة؛ زمین خله ناک که در آن گیاه تلخ شورمزه، نباشد. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). زمین دارای خلة که در آن گیاه تلخ شورمزه نباشد. ( ناظم الاطباء ). || ابل مخلة؛ شتران چرنده علف شیرین. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از محیط المحیط ).

فرهنگ فارسی

زمین خله ناک که در آن گیاه تلخ شور مزه نباشد

جمله سازی با مخله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معاويه، نعمان بن بشير و مسلمة بن مخله كه از انصار و از قبيله اوس و خزرج بودند، فراخواند و گفت: من تاكى بنگرم كه اوس و خزرج از لشكرى على بيرون آيند، شمشير برگردن حمايل كرده، مبارز طلب كنند و ياران مرا بكشند، من سراغ هر يك از سواران نامداراهل شام را مى گيرم، مى گويند فلان انصارى او را هلاك كرده است، تا كى از قوم شمادر رنج باشم ؟

رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز