محزوم

لغت نامه دهخدا

محزوم. [ م َ ] ( ع ص ) بسته شده. || اسب تنگ بسته شده. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بسته شده

جمله سازی با محزوم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اين بانو زوجه هبيرة بن ابى وهب بن عمر بن عائز بن عمران بن محزوم قرشى بوده وفاخته نام داشته است. وى چهار پسر به نامهاى: جعده، هانى، عمر، يوسف به دنياآورد.

رگبار یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز