محتاج الیه
مترادفها
نیازمند، محتاج
لغت نامه دهخدا
محتاج الیه. [ م ُ جُن ْ اِ ل َی ْه ْ ] ( ع ص مرکب ) کسی و یا چیزی که لازم و ضرور باشد و وجود آن در کار لازم بود. ( ناظم الاطباء ). بایسته. دروا. دربایست.وایه. بایا. وایا. نیازی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
- محتاج الیه بودن؛ بایستی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ عمید
آنچه مورد نیاز است.
فرهنگ فارسی
کسی یا چیزی که لازم و ضرور باشد: در این فن در معرلفت اجناس و اوزان شعر علمی محتاج الیه است.
نیاز و ضروری
جمله سازی با محتاج الیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خلیل ای فقیر، و ابراهیم، خلیل اللَّه، لأنّه فقیر الی اللَّه، محتاج الیه، لا حاجة له الی غیره.