مجحف

لغت نامه دهخدا

مجحف. [ م ُ ح ِ ] ( ع ص ) نزدیک شونده به کسی. ( از منتهی الارب ). نزدیک شونده. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || کسی و یا چیزی که می برد و یا می رساند. ( ناظم الاطباء ). برنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). || مضرت رساننده. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). اجحاف کننده: هر سالی رفاق و قوافل حاج را به انواع مطالبات مجحف و معاملات مختلف می رنجانید تا بدنامی او در اقطار جهان منتشر شد. ( ترجمه تاریخ یمینی چ شعار ص 242 ).

جمله سازی با مجحف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 20- سهمى كه جمع آورى شده بايد بدست ولى مسلمين برسد و او آن را ميان فقرا تقسيمكند و كسى كه حيوانات زكاتى نزد ما مى آورد، بايد شخصى مهربان و درستكار باشد،درشتى نكند، آنها را به سختى نراند، خسته نكند **لاتوكل بها الا ناصحا شفيقا امينا حفيظا غير معنف و لا مجحف و لا ملعب و لا متعب

آبجی یعنی چه؟
آبجی یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز