💡 و اما اينكه گفت قبول نداريم كه در لغت حقيقت در وراثتمال و مجاز در علم و امثال آن باشد، در جواب مى گوئيم بحث در اين نيست كه آيا حقيقتلغوى در چيزى و با مجاز مشهور و يا غير مشهور در آن است، و ما هم هيچ اصرارى بر يكىاز اين سه احتمال نداريم، اختلاف مورد بحث همه در اين است كه وراثت چه حقيقت درمال و مجاز در امثال علم و حكمت باشد، و چه حقيقت مشترك ميان آن دو بوده باشد، اگربخواهيم از آن اراده كنيم خصوص علم و حكمت را آيا محتاج به قرينه اى كه در صورتاول لفظ را از معناى حقيقى به معناى مجازى برگرداند، و در صورت دوم يكى از دومعناى حقيقى (علم و حكمت ) را معين كند هستيم يا نه، و سياق آيه مورد بحث و ساير آيات اينداستان كه در سوره آل عمران و انبياء آمده و قرائنى كه با آنها هست با وراثت علم وامثال آن نمى سازد، تاچه رسد به اين كه لفظ را از وراثتمال منصرف نمايد، كه توضيح اين ناسازگارى گذشت.