متنصل

مترادف‌ها

متصل، پیوسته، چسبیده

متضادها

منقطع، جدا

لغت نامه دهخدا

متنصل. [ م ُ ت َ ن َص ْ ص ِ ] ( ع ص ) معاف شده و بخشیده شده و عفو شده و بی گناه و بی جرم. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).

جمله سازی با متنصل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 من لم يقبل من متنصل عذرا صادقا كان او كاذبا. لمينل شفاعتى (140)

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران