لغت نامه دهخدا
متنجس. [ م ُ ت َ ن َج ْ ج ِ] ( ع ص ) ناپاک. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). آلوده و ناپاک. ( ناظم الاطباء ). نجس شده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به تنجس شود.
متنجس. [ م ُ ت َ ن َج ْ ج ِ] ( ع ص ) ناپاک. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). آلوده و ناپاک. ( ناظم الاطباء ). نجس شده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به تنجس شود.
(مُ تَ نَ جِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) نجس شونده، ناپاک.
نجس شونده، ناپاک.
( اسم ) نجس شونده نا پاک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مساءله 23 - احتياط واجب آن است كه دو جامه احرام را اگر به نجاستى كه معفوعنهنيست متنجس شود تطهير نمايد و يا عوض كند، چه در اثناءعمل باشد يا نباشد و احتياط آن است كه بدن نيز اگر درحال احرام نجس شود در تطهير آن مبادرت نمايد، ولى اگر تطهير نكند احرامشباطل نمى شود و كفاره اى هم بر عهده اش نخواهد بود.
💡 مساءله 4 - همه اقسام آب مطلق وقتى درملاقات با نجاسات نجس مى شود كه يكىازاوصافش يعنى رنگ يا بوى و يا طعمش تغيير كند و اما اگر اين دگرگونى اوصافبخاطر ملاقات نباشد بلكه بخاطر مجاورت باشد متجنس نميشودمثل آبى سالم كه نزديك مردارى قرار گرفته باشد و در نتيجه بوى مردار بردارد بلهاگر مردار بيرون آب افتاده و جرئى از آن در آب قرار گرفته باشد و آنگاه آب از آنجزء و از اجزاء خارج مردار متعفن شده باشد آن آب متنجس است.