متقشف

لغت نامه دهخدا

متقشف.[ م ُ ت َ ق َش ْ ش ِ ] ( ع ص ) مرد شکیبا به قوت روزگذار و به جامه دریده در پی نهاده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || مرد تنگ زیست. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || آن که از آلایش و پلیدی و جز آن باک ندارد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تقشف شود.

جمله سازی با متقشف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نقل شده كه به حكيمى گفتند: ديدى توچيزى را كه از طلابهتر باشد؟ گفت: بلى، قناعتاسـت وبـه هـمـيـن مـلاحـظه كلام بعض حكما كه گفته ( اِسْتِغْناؤُكَ عَنِ الشَّى ء خَيْرٌ مِنْاسـْتـِغـْنـائِكَ بـِهِ ). گفته شده كه ديوجانس كلبى كه يكى از اساطين حكماء يونانبود، مرديم متقشف وزاهد بوده وچيزى اندوخته نكرده بود وماءوايى براى خود درست ننمودهبـود وقـتـى اسـكـنـدر اورا بـه مـجـلس خـود دعـوت نـمـود، آن حـكـيـم بـهرسـول اسـكـنـدر فـرمود كه بگوبه اسكندر آن چيز كه تورا منع كرده از آمدن به نزد منهـمان چيز مرا باز داشته از آمدن به نزد تو، آنچه تورا منع كرده سلطنت تواست، وآنچهمرا بازداشته قناعت من است.

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز