متفرغ

مترادف‌ها

آزاد، فارغ، بیکار، آسوده

متضادها

مشغول، گرفتار

لغت نامه دهخدا

متفرغ. [ م ُ ت َف َرْ رِ ] ( ع ص ) فارغ از شغل. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). پردازنده از کاری و فراغت کننده خود رابجهت کاری. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). و رجوع به تفرغ شود. || خالی و تهی. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با متفرغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡  آنگاه كه به مقتضاى آن خطاب ها به وجود آمدى، اقسام خطاب هاى تكليفى متوجه توشد كه از آن، انواع خطاب ها و دستورات نسبت به تو متفرغ شد 

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران