این واژه در زبان عربی و در کاربردهای فارسی، بهعنوان صفتی مشتق از ریشه «ضرب» و در قالب باب تفاعل به کار میرود و در اصل بر معنای «با یکدیگر زدن» یا «در حالت برخورد و تقابل بودن» دلالت دارد. این کلمه هنگامی به کار میرود که دو یا چند چیز در برابر یکدیگر قرار گرفته و نوعی برخورد، تعارض یا درهمتنیدگی میان آنها وجود داشته باشد. در متون ادبی و علمی، «متضارب» اغلب برای توصیف پدیدههایی استفاده میشود که اجزای آنها با هم ناسازگار یا متقابل هستند، مانند افکار متضارب. از نظر معنایی، این واژه به نوعی تنش، تقابل یا تضاد فعال اشاره دارد که در آن عناصر مختلف در حال اثرگذاری متقابل بر یکدیگر هستند. در برخی کاربردها، این کلمه میتواند به معنای پراکنده و درهم نیز به کار رود، بهویژه زمانی که اجزا در نتیجه برخورد یا تقابل از نظم اولیه خارج شده باشند. از نظر ساختاری، این واژه اسم فاعل باب تفاعل است که معمولاً بر مشارکت دو سویه در انجام یک عمل دلالت میکند. در تحلیل دقیقتر، «متضارب» تنها به تضاد ساده اشاره ندارد، بلکه نوعی تعامل همراه با برخورد یا کشمکش را نیز در بر میگیرد. این واژه در زبان امروز بیشتر در متون رسمی، حقوقی، فلسفی و علمی دیده میشود. برای نمونه، در علوم اجتماعی ممکن است از منافع متضارب سخن گفته شود که بیانگر تعارض میان گروههای مختلف است. در مجموع، این کلمه به حالتی از تقابل، تعارض یا برخورد میان دو یا چند عنصر اشاره دارد که در یک زمینه مشترک با یکدیگر درگیر هستند.
متضارب
لغت نامه دهخدا
متضارب. [ م ُ ت َ رِ ] ( ع ص ) با هم خصومت کننده و جنگ نماینده. ( آنندراج ). با همدیگر خصومت کننده و جنگ نماینده و زننده یکی مرد دیگری را. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تضارب شود.
جمله سازی با متضارب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تبيين خلافت انسان و تشخيص هويت اصيل وى كه خليفه خداى سبحان است براى جمع بندىبرخى از آراى متضارب در نظام سياسى مدينه فاضله و ساختار انسانى حكومت متمدنانهسهم بسزايى دارد؛ زيرا گروهى اساس سياست سالم را خدا محورى مى دانند وعده اى پايه آن را انسان مدارى.