متزوج

لغت نامه دهخدا

متزوج. [ م ُ ت َ زَوْ وِ ] ( ع ص ) زن کننده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). زن گرفته. ( ناظم الاطباء ). || شوی گرفته. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تزوج شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ زَ وِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) زن کننده، ازدواج کننده، ج. متزوجین.

فرهنگ فارسی

( اسم ) زن کننده ازدواج کننده جمع: متزوجین.

ویکی واژه

زن کننده، ازدواج کننده؛
متزوجین.

جمله سازی با متزوج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ثواب نماز متاهل   حديث: 1 ابى رحمه اللهقال حدثنى سعد بن عبدالله عن احمد بن محمد عن الحسن بن على عن جعفر بن محمد بن حكيمعن ابراهيم به عبدالحميد عن وليد بن صبيح عن ابى عبدالله عليه السلام قال ركعتان يصليهما متزوج افضل من سبعين ركعه يصليها غير متزوج.

💡 حديث: 1 ابى رحمه اللهقال حدثنى سعد بن عبدالله عن احمد بن محمد عن الحسن بن على عن جعفر بن محمد بن حكيمعن ابراهيم به عبدالحميد عن وليد بن صبيح عن ابى عبدالله عليه السلامقال ركعتان يصليهما متزوج افضل من سبعين ركعه يصليها غير متزوج.

💡 قال الصادق عليه السلام: ركعتان يصليهما متزوجافضل من سبعين ركعة يصليهما غير متزوج.بحار / 103 / 219

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز