متتبع

لغت نامه دهخدا

متتبع. [ م ُ ت َ ت َب ْ ب ِ ] ( ع ص ) آن که تتبع کند. آن که استقراء کند. ( یادداشت دهخدا ). طلب کننده چیزی را و رونده در پی آن.( آنندراج ) || مشغول و ملازم در تجسس و تجسس کننده. ( ناظم الاطباء ). تتبعکننده و تجسس کننده. مطالعه کننده. ج، متتبعین. || تقلیدکننده و تقلیدی ضد مخترع. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تتبع شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ تَ بِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) تتبع کننده.

فرهنگ عمید

جوینده، تحقیق کننده.

فرهنگ فارسی

تتبع کننده، مطالعه کننده
( اسم ) کسی که در امری تتبع کند تحقیق کننده مطالعه کننده جمع: متتبعین.

جمله سازی با متتبع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 علاوه بر اينكه احاديثى كه از طرق صحابه ازرسول خدا نقل شده در بين خود آنها اختلاف، و بلكه در بين احاديثى كه از يكى ازصحابه نقل شده اختلاف هست، و اين بر هيچ حديث شناس متتبع پوشيده نيست.

💡 پيغمبر اكرم - صلّى اللّه عليه وآله - در نماز بر اموات، پنج تكبير مى گفت، ولىخليفه دوم، به نظرش رسيد كه بايد چهار تكبير گفت، پس ‍ مردم را واداشت كه در نمازميّت، چهار تكبير بگويند. گروهى از بزرگاناهل تسنن به اين معنا تصريح كرده اند؛ مانند سيوطى بهنقل از ابو هلال عسكرى در ((تاريخ الخلفا)) و ابن شحنه در حوادثسال 23 كتاب ((روضة المناظر)) كه در حاشيهكامل ابن اثير به طبع رسيده و ساير علماى متتبع.

💡 دانشمند متتبع و نويسنده توانا، عاشق خاندان پيامبر صلى اللّه عليه و آله جناب حجةالاسلام و المسلمين آقاى حاج شيخ على ربانى خلخالى،مشغول نوشتن زندگينامه پرچمدار كربلا، قمر بنى هاشم عليه السلام بوده و بر آنشده اند كه كرامات اين مرد شجاع تاريخ، يادگار اسدالله الغالب، را بنويسند. از اينحقير نيز خواستند اگر كرامتى سراغ دارم بنويسم. لذا امر ايشان راامتثال كرده و كرامتى را كه خود شنيده ام نقل مى كنم:

💡 مناسب است ختم اين باب به ذكر كلام فاضل متتبع، ميرزا محمّد نيشابورى در كتاب (ذخيرةالالباب ) معروف به دوائرالعلوم كه در فايده يازدهم از باب چهاردهم آن ذكر كرده و آنفايده در ذكر اسامى كسانى است كه حضرت قائم عليه السلام را ديدند در حيات پدربزرگوارش و در غيبت صغرى و كبرى و آنها را ما، در اين باب ذكر نموديم با زيادتىبسيار جز آنكه در آخر آن فايده چند نفر را نام برده كه بر حكايات ايشان واقف نشديم.