لغت نامه دهخدا
مال فروش. [ ف ُ ] ( نف مرکب ) مال فروشنده. آنکه مال و متاع فروشد. || کسی که چارپایان را فروشد. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به مال شود.
مال فروش. [ ف ُ ] ( نف مرکب ) مال فروشنده. آنکه مال و متاع فروشد. || کسی که چارپایان را فروشد. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به مال شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چاله میدان نیز که قبلاً در دوره صفویه خاک آن را به مصرف حصارکشی تهران رسانده بودند، وضعی تقریباً مشابه چاله حصار داشت و محل تخلیه زباله تهران به حساب میآمد، این محله محدود به جنوب بازار چهل تن و امامزاده سید اسماعیل و میدان مال فروشها، میدان امین السلطان، گمرک، خانی آباد، دروازه غار و پاقاپوق (اعدام) بود.