لغوب. [ ل ُ / ل َ ] ( ع مص ) سخت مانده گردیدن. لغب. ( منتهی الارب ). مانده شدن. ( ترجمان القرآن جرجانی ) ( تاج المصادر ) ( زوزنی ). ماندگی. مانده و رنجه شدن. رنجوری. ( غیاث ). اِعْیاء. تعب:
این چنین فکر دقیق و رای خوب
تو چنین عریان پیاده در لغوب.مولوی.
لغوب. [ ل َ ] ( ع ص ) مرد سست و گول. ( منتهی الارب ).
(لَ ) [ ع. ] (ص. ) مرد سست و گول.
(لَ یا لُ ) [ ع. ] (اِمص. ) رنجوری، ماندگی.
ماندگی، رنجوری.
[ویکی الکتاب] معنی لُغُوبٌ: خستگی و تعب در طلب معاش و غیر آن -خستگی و سستی و کندی
ریشه کلمه:
لغب (۲ بار)
«لُغوب» را بسیاری از ارباب لغت به معنای مشقت و زحمت دانسته اند، ولی بعضی گفته اند: «لُغُوب» به تعب و زحمت روحانی اطلاق می شود. بعضی نیز «لُغُوب» را به معنای سستی و واماندگی ناشی از مشقت و رنج دانسته اند، و به این ترتیب «لُغُوب» نتیجه «نَصَب» می شود. بنابراین «لُغُوب» به معنای تعب و خستگی است.
ماندگی
رنجوری
مرد سست و گول.
رنجوری، ماندگی.
💡 آيات (38) تا (40): و لقد خلقنا السماوات و الا رض و ما بينهما فى ستة اءيام و ما مسنا من لغوب...
💡 و لقد خلقنا السماوات و الا رض و ما بينهما فى ستة اءيام و ما مسنا من لغوب (38)
💡 و در تفسير قمى در ذيل جمله (لا يمسنا فيها نصب و لا يمسنا فيها لغوب ) از امامنقل كرده كه فرمود: (نصب ) به معناى خستگى و (لغوب ) به معناى كسالت وضجر است.
💡 الّذى احلنا دار المقامة من فضله لا يمسنا فيها نصب و لا يمسنا فيها لغوب
💡 الذى أ حلنا دار المقامة من فضله لا يمسنا فيها نصب و لا يمسنا فيها لغوب (35)