کمام

لغت نامه دهخدا

کمام. [ ک ِ ] ( اِ ) نوعی از کندر باشد و آن را صمغ یمنی گویند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
کمام. [ ک ِ ] ( ع اِ ) آنچه بدان دهان شتر را بندند تا نگزد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج، ذیل کمامة ) ( ناظم الاطباء ). چیزی که با آن دهان شتر را بندند تا نگزد یا دهان گاو را بندند تا نخورد. ( از اقرب الموارد ). پوزه بند. پتفوزبند. دهن بند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || توبره اسب و مانند آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).ج، اَکِمَّة. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به کمامة شود.
کمام. [ ک ِ ] ( ع اِ ) ج ِ کِم. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به کِم شود. || ج ِ کمامة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به کمامة شود.
کمام. [ ک َ ] ( اِخ ) از دیههای دینور است و سلفی گفت از ابویعقوب یوسف بن احمدبن زکریای کمامی شنیدم که کمام آبادیی از اعمال دینور است. ( از معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) نوعی از کندر صمغ یمنی.
جمع کم. یا جمع کمامه

جمله سازی با کمام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برخی هنرمندان موسیقی سنتی ایران در شهرهای آمریکا کمامان نیز اجرای زنده برگزار می‌کنند. از این دسته می‌توان به خوانندگان موسیقی سنتی ایرانی، همانند شهرام ناظری و محمدرضا شجریان اشاره نمود.

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز