لعق
مترادفها
لیسیدن
متضادها
دفع کردن
لغت نامه دهخدا
لعق. [ ل َ ] ( ع مص ) لعقة. ( منتهی الارب ). لیسیدن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر ). || مردن: لعق فلان اصبعه؛ بمرد. ( منتهی الارب ). || به کفجلیز برآوردن. ( زوزنی ).
لعق. [ ل َ ع ِ ]( ع ص ) رجل وَعق لعق؛ مرد نیک آزمند. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
مرد نیک آزمند
جمله سازی با لعق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و قال (ع ) فى مسيره الى كربلا فى حديث ان الناس عبيد الدنيا و الدين لعق السنتهميحوطه نه مادرت معايشهم فاذا محصوا بالبلاءقل الديانون.
💡 (( فيه شفاء للناس )) حاكى است كه خوردنعسل: بسيارى از دردها را دوا مى كند. و در خصال صدوق از على - عليه السلام -نقل شده است كه همان: (( لعق العسل شفاء منكل داء ))؛ يعنى ليسيدن عسل، شفاى هر درد است ) گويند: حدود 98 درصد آن جذببدن مى شود. مدفوع آن فقط دو درصد خواهد بود.
💡 2 / 6 - الناس عبيد الدنيا، و الدين لعق السنتهم، يحوطونه ما درت معائشهم، فاذامحصورا بالبلاء قل الديانون .(29)
💡 قال الحسين عليه السلام: ان الناس عبيد الدنيا و الدين لعق على السنتهم يحوطونهمادرّت معايشهم فاذا محصّوا بالبلاء قلّ الدّيّانون. بحار / 78 /1 17
💡 الناس عبيد الدنيا و الدين لعق على السنتهم يحوطونه ما درت به معايشهم، فاذامحصوا بالبلاء قل الديانون (514)
💡 گربه با زبان زبر خود شروع به لعق کردن خز خود کرد تا تمام قسمتهای بدن را برای حفظ نظافت کاملاً تمیز کند.
💡 در طبیعت، برخی از جانوران از طریق لعق کردن قطرات آب روی برگهای گیاهان، نیاز خود را به تامین رطوبت بدن برطرف میکنند.
💡 رفتار لعق کردن در بسیاری از پستانداران، راهی برای ابراز محبت یا پاکسازی پوست و حفظ سلامت بدن در محیطهای طبیعی است.