لشکر انگیختن

لغت نامه دهخدا

لشکر انگیختن. [ ل َ ک َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) گرد آوردن لشکر و به حرکت درآوردن آن:
لشکر انگیخت بیش از اندازه
کینه ور تیز گشت و کین تازه.نظامی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- فراهم آوردن لشکر و حرکت دادن آن. ۲- تحریک لشکر بجنگ.

جمله سازی با لشکر انگیختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرت آرزو نیست خون ریختن نخواهی همی لشکر انگیختن