فرهنگ فارسی
( اسم ) مشتعل شعله ور جمع: لواهب
( اسم ) مشتعل شعله ور جمع: لواهب
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
ل (۳۸۴۲ بار)وهب (۲۵ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زدم بوسه بردستش، آنگه گرفتم ازو جام رخشنده، چون نار لاهب
💡 درو تیرگی تا به حدّی که غافل نهادی قدم شخص در نار لاهب
💡 ز تاب قهر چون روی عرقناکش برافروزد شود روشن میان آب ساکت آتش لاهب
💡 فلما قال لها: ((انما انا رسول ربك لاهب لك غلاما زكيا(386) انبسطت عن ذلكالقلب انشرح صدرها))