لاجح

لغت نامه دهخدا

لاجح. [ ج ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از لجح.

جمله سازی با لاجح

💡 311- منظور دختر بى واسطه نيست، بلكه ساره دختر دختر لاجح بوده چنان كه مجلسى و ديگران در شرح حديث گفته اند و اين ساره كه همسر ابراهيم گرديد هم نام ساره مادر آن حضرت است.