قیسون

لغت نامه دهخدا

قیسون. [ ق َ ] ( ع اِ ) ج ِ قیس. ( معجم البلدان ). || مشک چوپان. ( فرهنگ فارسی معین ).
قیسون. [ ق َ ] ( اِخ ) موضعی است. ( منتهی الارب ). رجوع به معجم البلدان شود.

جمله سازی با قیسون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در دوره مأمون برای اولین بار در کوه قیسون دمشق و در شمامیه بغداد رصد خانه ای تأسیس کرده آن را رصد خانه مأمون نام گذاشتند.