قیرین

لغت نامه دهخدا

قیرین. ( ص نسبی ) منسوب به قیر. || سیاه مانند قیر. رجوع به قیری شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - منسوب به قیر مربوط به قیر ۲ - سیاه: شبی گیسو فرو هشته گر بدامن پلاسین و قیرینه گر زن.

جمله سازی با قیرین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سر گوش قیرین چو نوک قلم نشان پی اش بر زمین چون درم

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز