لغت نامه دهخدا
قنتر. [ ق َ ت َ ] ( ع ِ ص ) کوتاه بالا. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). قصیر. ( اقرب الموارد ).
قنتر. [ ق َ ت َ ] ( ع ِ ص ) کوتاه بالا. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). قصیر. ( اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قنتر کشیده گر سوی بازارش آورند گویند از امتحان که خریدار این خر است
💡 فیالحال فسخ بیع کند مشتری ز خشم گوید کزین معامله مقصود قنتر است