لغت نامه دهخدا
قمارستان. [ ق ِ / ق ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) جای آماده برای قمار.
- قمارستان چرخ؛کنایه از تأثیر و ادوار و سیر افلاک و کواکب است. ( انجمن آرای ناصری ):
قمارستان چرخ نیم خایه
بسی پرمایه را برده ست مایه.نظامی.
قمارستان. [ ق ِ / ق ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) جای آماده برای قمار.
- قمارستان چرخ؛کنایه از تأثیر و ادوار و سیر افلاک و کواکب است. ( انجمن آرای ناصری ):
قمارستان چرخ نیم خایه
بسی پرمایه را برده ست مایه.نظامی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نقد جان اندر قمارستان وحدت ای حسین با حریف نرد درد عاشقی درباختند