قلعه گشا

لغت نامه دهخدا

قلعه گشا. [ ق َ ع َ گ ُ ] ( نف مرکب ) قلعه گشای. گشاینده و فاتح قلعه:
همه پولادپوش و آهن خای
کین کش و دیوبند و قلعه گشای.نظامی.

فرهنگ فارسی

قلعه گشای - گشاینده و فاتح قلعه

جمله سازی با قلعه گشا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در مدیح خدیو قلعه گشای خیز و برگیر خامه و دفتر

💡 سپر ز عافیت اولیتر اندرین منزل که موش قلعه گشای است و پشه نیز مگذار

💡 ای شیر خدا امیر حیدر فتحی وی قلعه گشای در خیبر فتحی

💡 به یکی زخم شکسته سر هفتاد سوار گرز هشتاد من قلعه گشای تو کند

💡 اشک من است هر دمی غسل ده تن زمین آه من است هر شبی قلعه گشای آسمان

روضه یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز