لغت نامه دهخدا
قطائع. [ ق َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ قطیعة. ( معجم البلدان ). رجوع به قطیعة شود.
قطائع. [ ق َ ءِ ] ( اِخ ) موضعی است در بغداددر سمت غربی آن متصل به ربض زهیر. ( معجم البلدان ).
قطائع. [ ق َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ قطیعة. ( معجم البلدان ). رجوع به قطیعة شود.
قطائع. [ ق َ ءِ ] ( اِخ ) موضعی است در بغداددر سمت غربی آن متصل به ربض زهیر. ( معجم البلدان ).
= قطیعه
موضعی بود واقع در سمت غربی بغداد متصل به ربض زهیر ( معجم البلدان )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 9 - اذا قام قائمنا اضمحلت القطائع فلا قطائع (944)
💡 انها ما اخذ من دار الحرب من غير قتال كالذى انجلى عنها اهلها و هو المسمى فيئا و ميراث من لاوارث له، و قطائع الملوك اذا لم تكن مغصوبة و الاجام، و بطون الاوديه، و الموات،فانها لله و لرسوله و بعده لمن قام مقامه يصرفه حيث يشاء من مصالحه و مصالح عياله: