قتام

لغت نامه دهخدا

قتام.[ ق َ ] ( ع اِ ) گرد و غبار. ( آنندراج ). || گرد و غبار سیاه. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). گویند: ارتفع القتام حتی خفیت الاعلام. || سیاهی. || تاریکی. ( از اقرب الموارد ). قتان.

فرهنگ فارسی

گرد و غبار گرد و غبار سیاه

جمله سازی با قتام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تذكر: آنچه در فضا پديد مى آيد به لحاظ لوازم، آثار و مقارنات ويژه اى كه دارد بهنام هاى متعدد ناميده مى شود؛ مانند غمام، سحاب، ضباب، قتام و... كه توضيح هر يك وتمايز آنها ا هم بر عهده فقه اللغه است.

💡 ( و تثبتوا فى قتام العشوة، واعو جاج الفتنة عند طلوع جنينها، و ظهور كمينها، وانتصابقطبها، و مدار رحاها.(474) )

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز