قابو
لغت نامه دهخدا
قابو. ( اِ ) فرصت. ( آنندراج ). و قابو یافتن فرصت یافتن است. || توانائی. قوت. طاقت. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
فرصت و قابو یافتن فرصت یافتن است
جمله سازی با قابو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از آنرو غنچه گردیده است لعلت که در قابوی رخسار تو باشد