لغت نامه دهخدا
فیلکس. [ ل ِ ] ( اِخ ) ( خوشبخت ) نام والی یهودیه در سال 652 م. است که شخصی شقی و ستمکار بوده است. ( از قاموس کتاب مقدس ).
فیلکس. [ ل ِ ] ( اِخ ) ( خوشبخت ) نام والی یهودیه در سال 652 م. است که شخصی شقی و ستمکار بوده است. ( از قاموس کتاب مقدس ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۲۰۰۶، الیور کوئیک، دانشجوی بورس تحصیلی، به دانشگاه آکسفورد میرود و بهدلیل خامی در مقابل آداب طبقه مرفهٔ جامعه، در تلاش برای وفق دادن خود با شرایط آنهاست. او با فیلکس کتن، دانشآموزی مرفه و محبوب دوست میشود که با داستانهای الیور در مورد سوء مصرف مواد و مشکلات روانی والدینش همدلی میکند. وقتی الیور از مرگ ناگهانی پدرش مضطرب میشود، فلیکس به او دلداری میدهد و از او دعوت میکند تابستان سال ۲۰۰۷ را در املاک خانوادهاش، یعنی سالتبرن، بگذراند.
💡 با پایان یافتن تابستان، الزبث و جیمز برای تولد الیور یک مهمانی برنامهریزی میکنند. فیلکس الیور را با سفری برای دیدن مادر غریبهاش غافلگیر میکند. الیور وحشت میکند و با رسیدن به خانه خانواده در پرسکوت، فیلکس متوجه میشود که الیور در مورد تربیت خود دروغ گفتهاست. پدر الیور هنوز زنده است، هیچیک از والدین او قربانی سوء مصرف مواد نیستند و آنها در یک حومه شهر با وضع خوب زندگی میکنند. فیلکس که از فریب الیور وحشت زده شده به او دستور میدهد که بعد از مهمانی آنجا را ترک کند. در طول جشنها، الیور برای فیلکس عشقورزی میکند. فیلکس به نوبه خود از اعمال الیور ابراز ناراحتی و سردرگمی میکند و او را طرد میکند.