فیروزه پیکر

لغت نامه دهخدا

فیروزه پیکر. [ زَ / زِ پ َ / پ ِ ک َ ] ( ص مرکب ) پیروزه پیکر. ( فرهنگ فارسی معین ). دارای پیکری از پیروزه، یا دارای پیکری به رنگ پیروزه.
- گنبد فیروزه پیکر؛ آسمان. فلک. پیروزه ایوان:
که کرد این گنبد فیروزه پیکر
چنین بی روزن و بی بام و بی در؟ناصرخسرو.

جمله سازی با فیروزه پیکر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 میان حقهٔ فیروزه پیکر معلق کرد حسنش چار گوهر

💡 یک سحر بهر تماشا رأی عالی همتش ره سوی این منظر فیروزه پیکر بر گرفت

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فانوس یعنی چه؟
فانوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز