فرزنگ
مترادفها
خرد، هوش، ذکاوت، زیرکی
متضادها
نادانی، حماقت، کمخردی
فرهنگ معین
(فَ رْ زَ ) (اِ. ) نک فرسنگ.
ویکی واژه
نک فرسنگ.
جمله سازی با فرزنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مجتمع خوابگاههای فرزنگان با شش بلوک به نام گلستان در ضلع جنوبی دانشگاه قرار دارد. گلستانهای یک، دو و سه برای اسکان دانشجویان کارشناسی، گلستان ۴ برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی، گلستان ۵ برای اسکان دانشجویان تحصیلات تکمیلی و دانشجویان بینالمللی و گلستان شش که بهدنبال روند توسعه پذیرش دانشجو، در مهرماه سال ۱۳۹۶ مورد بهرهبرداری قرار گرفت و به اسکان دانشجویان مقطع دکتری ایرانی و بینالمللی اختصاص داده شد.
💡 پادشاه در هنگام تصمیمگیریهای دشوار جنگی، همواره از فرزنگ و هوش بالای مشاوران ارشد خود برای عبور از بحرانهای احتمالی بهره میبرد.
💡 او با آن فرزنگ و ذکاوت خیرهکننده، توانست معمای پیچیدهای را که هیچکس قادر به حل آن نبود، در کوتاهترین زمان ممکن حل کند.
💡 در داستانهای قدیمی، قهرمانان معمولاً علاوه بر قدرت بدنی زیاد، دارای فرزنگ و خردی فراوان بودند که آنها را از اشتباهات بزرگ نجات میداد.