چهار فرسنگ

لغت نامه دهخدا

چهار فرسنگ. [ چ َ ف َ س َ ] ( اِخ ) رجوع به چهارفرسخ و چارفرسنگ شود.

جمله سازی با چهار فرسنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابوبکر احمد بن محمد اسحاق همدانی – معروف به ابن فقیه - در کتاب البلدان خود، که در حدود سال ۲۹۰ هجری به تحریر درآمده است، به نقل از یکی از دانشمندان پارسی می‌نویسد: «همدان بزرگ‌ترین شهر جبال و حدود چهار فرسنگ در چهار فرسنگ بوده است.»

💡 ابن اسفندیار بنای شهر را به «گرگین میلاد» نسبت می‌دهد. مساحت آن چهار فرسنگ و مدت‌ها نشست‌گاه مرزبانان طبرستان بوده‌است.

💡 ... ایجدر اصل ایگ بود بعد از تصرف اعراب او را ایج گفتند. درقدیم شهری معتبر بود و چندین صد سال پای تخت ملوک شبان کاره بود. میانهٔ مشرق و جنوب اصطهبانات به مسافت چهار فرسنگ است.

💡 «در میانه خارکو و بصره دو جزیره واقع است یکی از آن دیره∗ نام دارد و ثانی بنه و جزیره دیره بی‌آب و غیرمسکون و جزیرهٔ بنه آب گوارایی دارد و به‌علت خرابی اطراف آن دو جزیره مذکور، به‌غیر از معلمان خارکی عبور سایر اهل دریا به آن دو جزیره دشوار است زیرا که بیم شکستن سفائن در حوالی آن جزایر ناهنجار است و مسافت میان جزیره، بُنّه و دیره و خارک و خارکو چهار زام است که هر زامی چهار فرسنگ باشد».

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز