فاقطعوا
متضادها
پیوستند
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
ف (۲۹۹۹ بار)قطع (۳۶ بار)
به فتح قاف بریدن. اعم از آنکه محسوس باشد مثل. یا معقول مثل. به راه رفتن قطع طریق میگویند گویی راه ممتد در اثر راه رفتن قطعه قطعه میشود. *. آیه در باره قوم لوط «علیه السلام» است ظاهراً مراد از قطع سبیل قطع تناسل است که آنها با توجه به لواط و اعراض از زنان راه تناسل را قطع میکردند، به قولی مراد قطع راه مسافرین و منع عبور آنهاست ولی معنی اول موافق سیاق است. تقطیع: برای کثرت و مبالغه است. *. قطع امر تصمیم در باره آن یعنی من به کاری تصمیم نمیگیرم تا شما حاضر باشید.
جمله سازی با فاقطعوا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنين حضرت امام جواد (عليه السلام ) با ضميمه كردن آيه شريفه ( و اءن المساجد لله...) (108) به آيه و السارق و السارقة فاقطعوا اءيديهما... (109) حدسارق را قطع انگشتان دست دانسته اند (110)؛ در حالى كه افراطيان از خوارج بااستناد به خصوص آيه ( و السارق و السارقه...) معتقد بودند دست دزد بايد از شانهقطع شود؛ زيرا بر همه آن يد اطلاق مى شود!
💡 دوم: به معناى (چهار انگشت ) است، چنانچه در حد سارق، مى فرمايد: (( و السارقو السارقة فاقطعوا ايديهما جزاء بما كسبا نكالا من الله (62))) مراد از (ايديهما)چهار انگشت دست راست، قطع مى شود.
💡 وجه اينكه در (السارق و السارقة فاقطعوا ايديهما) (ايدى ) به صورتجمعآمده است
💡 40: دزدى قال الله الحكيم: (السارق و السارقة فاقطعوا اءيديهما) مائده: آيه 38