لغت نامه دهخدا
فاستونی. ( اِ ) منسوجی شبیه به ماهوت. ( یادداشت بخط مؤلف ). نوعی از پارچه پشمی ساده، و گاهی نخی آن هم بافته میشود. این لفظ روسی است و همراه پارچه مذکور از روس به ایران آمده است. ( فرهنگ نظام ).
فاستونی. ( اِ ) منسوجی شبیه به ماهوت. ( یادداشت بخط مؤلف ). نوعی از پارچه پشمی ساده، و گاهی نخی آن هم بافته میشود. این لفظ روسی است و همراه پارچه مذکور از روس به ایران آمده است. ( فرهنگ نظام ).
(سْ تُ ) [ روس. ] (اِ. ) پارچة پشمی یا نخی که بیشتر برای دوختن کت و شلوار به کار می رود.
پارچۀپشمی یا نخی ضخیم، برای دوختن لباس رو و رسمی.
ماخوذازروسی، پارچه پشمی یانخی که بیشتربرای دوختن کت وشلواربکارمیرود
( اسم ) پارچه پشمی ساده یا نخی که از آن جامه کنند جمع ( عم غلط ) فاستونیجات.
منسوجی شبیه به ماهوت. نوعی از پارچه پشمی ساده و گاهی نخی آن هم بافته میشود.
پارچة پشمی یا نخی که بیشتر برای دوختن کت و شلوار به کار میرود.
💡 حتی گروهی از آنها به خاطر شهرت کاشان به عنوان مرکز ساخت سفال و کاشیهای زیبا و بعدها ابریشم، فاستونی، مخمل و فرش، که مهارتهای آن را سفاردیان از قبل میدانستند، به این شهر جذب شده و به ایران آمدند. لرد دیوید آلیانس از نوادگان آنهاست.
💡 نساجی پشمی ما کتوشلوار درست میکردند که بهتر از پارچه انگلیسی درآمده بود. چون اینها آخرین ماشینها را میخریدند و بهترین متخصص را همراه خود میآوردند؛ مثلاً آقای مقدم در کرج فاستونی تولید میکرد که از فاستونی انگلیس بهتر بود.»