لغت نامه دهخدا
اغرنشام. [ اِ رِ ] ( ع مص ) پژمرده گردیدن گوشت و لاغر و باریک شدن شکم.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). چروکیده شدن گوشت شکم:اغرنشم؛ ذبل لحمه و خمص بطنه. ( از اقرب الموارد ).
اغرنشام. [ اِ رِ ] ( ع مص ) پژمرده گردیدن گوشت و لاغر و باریک شدن شکم.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). چروکیده شدن گوشت شکم:اغرنشم؛ ذبل لحمه و خمص بطنه. ( از اقرب الموارد ).
پژمرده گردیدن گوشت و لاغر و باریک شدن شکم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اتابک است ز بهر نشام گوهر ملک ملک شهی که مجاهد نظام او زیبد
💡 سنگباران بنمودند سرم را بسرنی کاش چون کوفه و چو نشام بدی کشور دیگر