«غوکان» جمع واژه «غوک» به معنی «وزغ» است و در متون قدیمی فارسی برای اشاره به این موجودات به کار رفته است. «غوکان» به شکل جمع این واژه، برای اشاره به چند «غوک» استفاده میشود و در متون ادبی و تاریخی دیده میشود. وزغ موجودی دوزیست شبیه قورباغه است که پوست ضخیمتر و بدن کشیدهتری نسبت به قورباغه دارد و معمولاً در آب و کنار زمینهای مرطوب زندگی میکند. واژه «غوکان» برای اشاره به چند وزغ یا گروهی از این موجودات به کار میرود و نشاندهنده کاربرد جمع در زبان فارسی کلاسیک است. این واژه در ادبیات کهن، شعر و حکایات برای توصیف موجودات کوچک دوزیست و ویژگیهای طبیعت به کار رفته است. به دلیل شباهت وزغ به قورباغه، بسیاری اوقات این دو موجود در زبان روزمره اشتباه گرفته میشوند، اما وزغ پوست ضخیمتر و رفتار متفاوتی دارد. ثبت واژه «غوکان» در متون قدیمی نشاندهنده تنوع واژگانی فارسی برای نامیدن حیوانات و موجودات طبیعی است.
غوکان
لغت نامه دهخدا
غوکان. ( اِ ) وزغ. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ). || ج ِ غوک. وزغان. ( ناظم الاطباء ). رجوع به وزغ، غوک و قورباغه شود.
فرهنگ فارسی
وزغ یا جمع غوک یعنی وزغان
جمله سازی با غوکان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در قعر بحر ماهی بسته دهان و غوکان بگشاده لب به دعوی بی معنی ازکناره
💡 بر لب استخر دیدهای که ز غوکان شب چه بساطی است، آن به عین بود این