غلیون
مترادفها
قلیان
لغت نامه دهخدا
غلیون. [ غ َ لی وَ ] ( اِ ) بمعنی غلیزن است که گل و لای سیاه ته حوضها باشد. ( برهان قاطع ) ( از جهانگیری ). مصحف غلیژن. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). رجوع به غلیژن شود.
غلیون. [ غ َ لی وَ ] ( اِخ ) نام کوشکی در یمن. ( فرهنگ جهانگیری ) ( برهان قاطع ). ظاهراًمصحف غمدان است ( ؟ ). ( حاشیه برهان قاطع چ معین ).
غلیون. [ غ َل ْ ] ( اِ ) سابقاً به کشتیی جنگی میگفتند که چندین عرشه داشت. کشتی. ج، غلاوین، غلایین. ( دزی ج 2 ص 226 ). نوعی از کشتیهای بزرگ مخصوص اندلس. ( ناظم الاطباء ). || چپق پیپ و در مصر حَجَر گویند. ( دزی ج 2 ص 226 ). با کلمه غلیان بی مناسبت نیست. || در تداول عامه مردم، غلیان. قلیان. قلیون. رجوع به غلیان شود. || گیاهی است که آن را آقطی صغیر نیز گویند. رجوع به همین ترکیب شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) آقطی صغیر شن شون.
جمله سازی با غلیون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در تاریخ ۱۰ ژوئن ۲۰۱۲ میلادی، اعضای شورای ملی سوریه در نشستی در ترکیه، در پی استعفای برهان غلیون از رهبری شورای ملی سوریه، عبد الباسط سیدا از فعالین سیاسی کُردتبار سوریه را به عنوان رهبر جدید خود انتخاب کردند. عدهای علت کنار رفتن وی از ریاست شورای ملی سوریه را علوی بودن وی میدانند.
💡 برهان غلیون (زاده ۱۹۴۵ در حمص) از اندیشمندان سوری و استاد علوم سیاسی و مدیر مرکز مطالعات شرق معاصر در دانشگاه سوربون شهر فرانسه است. غلیون دانشآموخته رشته فلسفه و علوم اجتماعی از دانشگاه دمشق است او همچنین عضو جمعیت جهانی علوم اجتماعی میباشد از برهان غلیون میتوان به عنوان یک از شخصیتهای مهم در زمینهٔ گفتگو و تحقیق دربارهٔ آیندهٔ جهان عرب نام برد.
💡 برهان غلیون از شاخصترین مخالفان بشار اسد حاکم سوریه بهشمار میآید. وی در پی خیزش سوریه در سال ۲۰۱۱ در ۲۹ آوریل همان سال به عنوان رئیس مجلس انتقالی سوریه که در آنکارا پایتخت ترکیه تشکیل شد انتخاب شد.
💡 برهان غلیون رئیس شورای ملی سوریه در سخنرانی خود در مراسم افتتاحیه کنفرانس استانبول خواستار آن شد که این شورا به عنوان «تنها نماینده قانونی مردم سوریه» به رسمیت شناخته شود.