لغت نامه دهخدا
غلیظ کردن. [ غ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تغلیظ. درشت و سخت و ستبر کردن. رجوع به غلیظ شود.
غلیظ کردن. [ غ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تغلیظ. درشت و سخت و ستبر کردن. رجوع به غلیظ شود.
( مصدر ) ۱ - گنده کردن کلفت کردن ۲ - ستبر کردن ( شیر و مانند آن ) ۳ - درشت کردن خشن ساختن ۴ - سنگین و ناگوار کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در کتاب راهنمای یهودی نوشته بانو جودیت مونتفیور، دستور العملهایی برای سس خیار قهوه ای، علاوه بر سس سفید، وجود دارد. سس سفید با نرم کردن خیارها در سرکه و آب، جوشاندن خیارهای نرم شده در آبگوشت گوساله چاشنی شده و غلیظ کردن سس با زرده تخم مرغ قبل از سرو درست میشود. سس خیار قهوه ای با سرخ کردن خیار و در صورت تمایل پیاز در چربی تهیه میشود، سپس آب گوشت گاو به آن اضافه میشود، چاشنی میشود و با سرکه تمام میشود.
💡 رب انار که به عنوان چاشنی غذا و افزودنی استفاده میشود، از جوشاندن و غلیظ کردن آب انار به دست میآید. این ماده در تهیه غذاهایی مانند فسنجان، اکبر جوجه و شامیکباب لرستانی کاربرد دارد.