لغت نامه دهخدا
غلط گفته. [ غ َ ل َ گ ُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب )غلطگفته شده. سخنی که به غلطگفته باشند:
غلطگفته را تازه کردم طراز
بدین عذر واگفتم آن گفته باز.نظامی.
غلط گفته. [ غ َ ل َ گ ُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب )غلطگفته شده. سخنی که به غلطگفته باشند:
غلطگفته را تازه کردم طراز
بدین عذر واگفتم آن گفته باز.نظامی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غلط گفته را تازه کردم طراز بدین عذر وا گفتم آن گفته باز
💡 به باطل سخن زین نمط گفته ای غلط گر نگویم غلط گفته ای
💡 و مثال همه که گفتم آنست که جماعتی بیماران برخیزند و بنزد طبیب روند و علاج خود بجویند. طبیب نسخهای مختلف بجهت تسکین امراض بدیشان دهد اگر کسی گوید: این اختلاف نسخها از جهل طبیب است غلط گفته باشد و جاهل این گوینده باشد که این اختلاف نسخها که افتاد از اختلاف علل افتاد. پس علتها گوناگونست، نسخت همه علتها بیک علت باز دادن سخت جهل و خطا باشد؛ آنها که دانند که چه گفته میشود خود دانند.
💡 باديه نشينى، معاويه را بدين جملات تعزيت گفت: خداوند، ناپايدار را بر تو مبارككناد! و پايدار ترا ماءجور دارد! و معاويه پنداشت كه غلط گفته است. و اعرابى گفت: آنچه در دست تست ناپايدار است و آن چه نزد خداست، پايدار.