عین کمال

لغت نامه دهخدا

عین کمال. [ ع َ / ع ِ ن ِ ک َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چشم زخم. عین الکمال. رجوع به عین الکمال شود:
ذره نماید آفتاب ار به جمال تو رسد
عین کمال خسته باد ار به کمال تو رسد.خاقانی.گفت ای ببسته عین کمال از کمال تو
این یک دو مه گشاده رها کن دهان آب.خاقانی.

فرهنگ فارسی

چشم زخم عین الکمال

جمله سازی با عین کمال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در عین کمالی بمعالی و جلال یا رب مرسادت خطر از عین کمال

💡 روی تو آتش من و عین کمال را در آتش تو جان دل من سپند تست

💡 هر چه عین کمال معرفت است خاص دل‌راست‌کاین‌بهین‌صفت‌است

💡 از عین کمال دور بادا حسنش زانروی که او را بکمالست جمال

💡 از لذّت این وجود مانع گردی بر عین کمال خویش صانع گردی

💡 عین کمال عید رخ اوست دور باد عین کمال فتنه، ز عین کمال عید

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز