عیب شوی

لغت نامه دهخدا

عیب شوی. [ ع َ / ع ِ ] ( نف مرکب ) عیب شوینده. ازبین برنده عیب. زداینده نقص:
چو دریا شدم دشمن عیب شوی
نه چون آینه دوست را عیب جوی.نظامی.

فرهنگ فارسی

عیب شوینده از بین برنده عیب زداینده نقص

جمله سازی با عیب شوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیا ساقی آن باده عیب شوی که از خم فتاده به دست سبوی

💡 نشسته ز خود حرف عیب از نخست ز تو عیب شویی نیاید درست

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز