عیان یافتن
مترادفها
آشکار شدن، نمایان شدن، پیدا شدن
متضادها
پنهان شدن، مخفی شدن
لغت نامه دهخدا
عیان یافتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) آشکار دیدن. به وضوح یافتن. معاینه دیدن:
هر مقصودی که علم را بود
در شعله روی تو عیان یافت.عطار.
فرهنگ فارسی
آشکار دیدن بوضوح یافتن معاینه دیدن
جمله سازی با عیان یافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جلسه تو «قم » شود، بحر چو قلزم شود نور جمال ازل وقت عیان یافتن
💡 هر آن هنر که ز رستم همیدهند خبر از او همی به عیان یافتن توان اکنون