عکس نما

لغت نامه دهخدا

عکس نما. [ ع َ ن ُ / ن ِ / ن َ ] ( نف مرکب ) عکس نماینده. نشان دهنده تصویر شی: از جوهر آهن ظلمانی به روزی چند آیینه ای میکند که جوهر مظلم او در صقالت و صفوت بحدی میکشد که عکس نمای محاسن «و صورکم فاحسن صورکم » میگردد. ( سندبادنامه ص 52 ).

فرهنگ فارسی

عکس نماینده نشان دهنده تصویر شئ

جمله سازی با عکس نما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در چشم اهل دیده، مسماش همچو اسم آئینه ایست عکس نمای شه نجف

💡 همچو دو آئینه مقابل ز تاب آب در آن عکس نما، رو در آب

💡 صورتشان عکس نما شد ز ذات ذات ز تکرار صور شد ذوات

💡 آیینه ما تا ز رخت عکس نما بود روی دل خلق از همه سو جانب ما بود

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز