لغت نامه دهخدا
عکاسخانه. [ ع َک ْ کا ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) محلی که در آنجا عکاس عکس بردارد. مغازه عکاسی.( فرهنگ فارسی معین ). عکاسی. و رجوع به عکاسی شود.
عکاسخانه. [ ع َک ْ کا ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) محلی که در آنجا عکاس عکس بردارد. مغازه عکاسی.( فرهنگ فارسی معین ). عکاسی. و رجوع به عکاسی شود.
( اسم ) محلی که در آن جا عکاس عکس بردارد مغازه عکاسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی از خاطرات عکاسی روسی خان مطلبی است که حاجی میرزایحیی دولت آبادی به این شرح نقل کردهاست: عباس آقای تبریزی قاتل امینالسلطان روزی میرود به عکاسخانه میرزای عکاس و عکس برمی دارد و به روسی خان شاگرد عبدالله میرزا میگوید: این عکس را ارزان نفروش زیرا طالب زیاد خواهد داشت.
💡 بسیاری از عکسهای رجال دوره مشروطیت کار روسی خان است. روسیخان از موقعیت خوبی برخوردار بود تا اینکه آزادیخواهان و مشروطه طلبان به پیروزی رسیدند. محمد علی شاه از ایران گریخت و ایران دچار اغتشاش شد. با اطلاعی که از موقعیت روسی خان داشتند، مغازهاش را تاراج کردند. ولی عکاسخانه او تا ۱۲۹۹ باقی ماند و توسط مصورالممالک اداره شد و بعد تعطیل شد.