عود سازی

مترادف‌ها

ساخت عود

لغت نامه دهخدا

عودسازی. ( حامص مرکب ) زدن عود. نواختن عود. بصدا درآوردن عود، و عود از وسایل طرب بود. رجوع به عود شود:
ز دلها کرده در مجمرفروزی
به وقت عودسازی عودسوزی.نظامی.

فرهنگ فارسی

زدن عود نواختن عود بصدا در آوردن عود و عود از وسایل طرب بود

جمله سازی با عود سازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تا شب آنجا نشاط و بازی کرد عود سازی و عطرسازی کرد

💡 غمم بر زدای و دلم بر فروز که هم عود سازی و هم عود سوز

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران