لغت نامه دهخدا
عوالق. [ ع َ ل ِ ] ( ع اِ )ج ِ عالِق. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به عالق شود. || ج ِ عَولَق. رجوع به عولق شود.
عوالق. [ ع َ ل ِ ] ( اِخ ) گروهی است در یمن به وادی حنک. ( منتهی الارب ).
عوالق. [ ع َ ل ِ ] ( ع اِ )ج ِ عالِق. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به عالق شود. || ج ِ عَولَق. رجوع به عولق شود.
عوالق. [ ع َ ل ِ ] ( اِخ ) گروهی است در یمن به وادی حنک. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فلسفه يوگا يا جوكيان، بطور كلى، فلسفه رياضت است كه نتيجه آن تسلطكامل بر نفس و تزكيه روح و انصراف از عوالق جهان مادى مى باشد و هدف مكتب يوگا نهتنها رهايى از شر نفس سركش و نجات دادن آن از ناپاكى هاست بلكه هدف اساسى،رسيدن به مرز كشف و شهود و ارتباط با حقيقت جهان و روح كلى و واقعيت مطلقه است.