لغت نامه دهخدا
عواض. [ ع َ واض ض ] ( ع ص،اِ ) ج ِ عاضّة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به عاضّة شود.
عواض. [ ع ِ ] ( ع مص ) عوض دادن. ( آنندراج ).
عواض. [ ع َ واض ض ] ( ع ص،اِ ) ج ِ عاضّة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به عاضّة شود.
عواض. [ ع ِ ] ( ع مص ) عوض دادن. ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مؤسسهٔ ویس تلاش میکند تا مدل سایر ارگانها مثل روده روی چیپ، مدل مغز استخوان و حتی مدلهای سرطانی را ایجاد کند. آنها حتی در تلاشند تا بتوانند ارگانهای مختلف را روی چیپ با هم ادغام کنند و عملکردشان را در تعامل با هم بسنجند. مثلاً یک ریه را که در حال تبادل گازهای تنفسی است با یک قلب در حال تپش ادغام کنند و عملکرد این دو را در ارتباط با هم ببینند. ادغام ارگانهای مختلف روی چیپ میتواند برای آزمایش داروهای تنفسی و بررسی داروهایی با اثرات مناسب درمانی که فاقد عواض قلبی هستند، مورد استفاده باشد.
💡 از میان چهرههای مطرح در حوزهٔ مقاومت بیخشونت میتوان از مهاتما گاندی، مارتین لوتر کینگ، مایکل نگلر، مبارک عواض، آن سانگ سوجی، ادم میلیچینک، لئو تولستوی، آندره ساخاروف، جونیور، واسلاو هاول، جین شارپ و لخ والسا و… نام برد.