عنینه
لغت نامه دهخدا
( عنینة ) عنینة. [ ع ِن ْ نی ن َ ] ( ع ص )مؤنث عنین، یعنی زن که او را مرد نباید و نزدیکی مردان را نخواهد. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به عنین شود.
عنینة. [ ع ِن ْ نی ن َ ] ( ع اِمص ) نامردی و عدم توانایی بر نزدیکی زنان. ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با عنینه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا تازه شود پژمرده من تا مرد شود عنینه من