عنبر پوش

لغت نامه دهخدا

عنبرپوش. [ عَم ْ ب َ ] ( ن مف مرکب ) عنبرپوشیده. آلوده به عنبر. عنبرآلود:
عطسه مغز نافه را خالی کند از بوی مشک
آستین چون برفشاند زلف عنبرپوش او.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

عنبر پوشیده آلوده به عنبر عنبر آلود

جمله سازی با عنبر پوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بهار دل میسر شد اسیر از فیض رخسارش گلستان نگاه از خط عنبر پوش می باید

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز